ایوب 10:42
... و خداوند به ایوب دو چندان آنچه پیش داشته بود عطا فرمود
ایوب
چه زمانی خدا وضعیت ایوب را از دگرگون ساخت؟ وقتی که او برای دوستانش دعا کرد. دوستان؟ آنها بیشتر به دشمن شبیه بودند تا دوست. آنها ایوب را بیش از پیش در باتلاق فرو میبردند. سعی میکردند با کلمات دیندارانه ایوب را متقاعد سازند که رنجهایش نتیجه گناهان خودش است. ایوب مجبور بود از خودش (و خدا!) دفاع نماید، اما از قرار معلوم دوستان دیندار وی بیشتر از او میدانستند. ایوب خشمگین شد و البته خدا هم: «خشم من بر تو و بر دو رفیقت افروخته شده، زیرا که دربارة من آنچه راست است مثل بندهام ایوب نگفتید» (ایوب 7:42). حداقل خدا چهار بار ایوب را «بنده» (خادم- م) خود نامید. همین ایوب خدمتگزار باید برای دوستانش دعا میکرد، وگرنه خدا از گناهان ایشان نمیگذشت. آیا تا به حال شما این کار را کردهاید؟ دعا برا ی کسانی که ادعا میکنند دوستتان هستند، اما در مواقع احتیاج شما را به انواع گناهان متهم مینمایند؟ آن هم شاید بهخاطر گناهانی که خودشان-و نه شما- مرتکب شدهاند؟ ایوب هر آنچه خدا بدو فرموده بود را انجام داد. او برای دشمنانش دعا کرد، آنگاه بود که خداوند شرایطش را بهکلی دگرگون ساخت. اگر ایوب توانست به رغم همه رنجها و مرارتهایی که کشیده بود وفادار باقی بماند، پس برای ما هم امید هست؛ زیرا خدای ایوب خدای ما نیز هست. «و خدا امین است؛ او اجازه نمیدهد بیش از توان خود آزموده شوید، بلکه به وقت آزمایش، راه گریزی نیز فراهم میسازد تا تاب تحملش را داشته باشید» (اول قرنتیان 13:10).