کولسیان 4:3
مسیح که زندگی شماست...
لی آن
برادری را به خاطرایمانش به عیسای مسیح به زندان انداختند و پس از سپری کردن زمانی طولانی در زندان ، محاکمهاش کردند.
گفتگویی که درذیل میآید بخشی از محاکمه اوست:
بازپرس با تحقیر از وی پرسید: «آیا هنوز به مسیحیت ایمان داری؟» آن برادر پاسخ داد: «من به مسیحیت ایمان ندارم.» بازپرس خندید: «پس بالاخره ما توانستیم تو را اصلاح کنیم.» اما برادر در جواب گفت: «من هیچ وقت به مسیحیت ایمان نداشتم، من به مسیح ایمان دارم.» بازپرس نعره زد: «با کلمات بازی نکن. مسیحیت و مسیح یکی هستند.»
«نه، یکی نیستند. تفاوت بزرگی میان آنها هست. قاضی پرسید: «چه تفاوتی؟»
«اینکه مسیحیت یک دین است. کلیسا دارد. ترتیبات و مقامات و خادمان و دیگر کارمندان کلیسایی دارد. شما میتوانید درِ کلیسا را ببندید، مقامات روحانی را خلع لباس نمایید و خادمان را هم دستگیر کنید، اما عیسای مسیح در قلب من زنده است، او زندگی من است. شما هرگز نمیتوانید او را از آنجا بیرون کنید. او همیشه حتی امروز در این دادگاه با من است. چگونه میتوانم کسی را که نجاتم داده، رد نمایم؟ نمیتوانم به او ایمان نداشته باشم.» اگر توکل و اعتمادمان را بر دین بگذاریم، ممکن است محدود شویم، اما اگر در مسیح زندگی کنیم، شرایط هر چه که باشد، میتوانیم بی تزلزل باقی بمانیم. بهعنوان یک مسیحی، درزندانبودن، بهتر است از بهعنوان یک «شخص مذهبی» بیرون از زندان. از همه اینها که بگذریم، کیست که بتواند ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ او در ما زندگی میکند و همین ما را در هر حال پیروز میسازد.