دوم قرنتیان 6:1
اگر در سختی هستیم، به خاطر دلگرمی و نجات شماست.
ژوزف تُن
پولس میخواهد بگوید: من رنج میکشم تا شما نجات یابید. برای روشن شدن این مسئله باید به عقب بازگردیم، زمانی که رومانی هنوز در زیر چکمة کمونیسم در رنج و عذاب بود. در کلیسای ژوزف تن مسیحیای بود که در کارخانة بزرگی سمت مدیریت داشت. در پی ایمانآوردن وی به مسیح، همة کارکنان کارخانه را حزب کمونیست فراخواند تا شاهد تنزل پست اداری وی از مقام مدیریت به پایینترین شغل در کارخانه باشند. او از ژوزف پرسید: «چگونه از خودم دفاع کنم؟» ژوزف به او چنین نصیحت کرد: «اصلاً از خودت دفاع نکن. از زمانی که برای دفاعکردن از خود به تو میدهند بهنحو احسن استفاده کن، با آنها دربارة عیسی حرف بزن. بگو که عیسی کیست و برای تو چه مفهومی دارد.»
شهادتدادن وی دربارة نجاتدهندهاش، در برابر همة کارکنان کارخانه بهراستی تأثیرگذار بود. پس از آن مقام وی به پایینترین سطح تنزل پیدا کرد و مطابق آن از حقوقش نیز کاسته شد، اما وی پاداش ایمانش را گرفت. رنج او باعث نجات دیگران شد. وی بعدها به ژوزف تن چنین گفت: «در هر گوشه از کارخانه که میرفتم، کارگران دستم را میگرفتند و از من میخواستند با ایشان دربارة عیسی صحبت کنم. خیلی از آنها از من کتاب مقدس میخواستند.»
چون این برادر حاضر شد بهخاطر خداوندش رنج بکشد، دیگران هم نجات یافتند. آنانی که آمادة پرداخت بها (از دست دادن موقعیت، حقوق و تحمل توهین و رسوایی) هستند، برای دیگران منشأ برکت خواهند بود و خدا نیز بدیشان پاداش خواهد داد: حیات جاویدان.