اشعیا ۱۵:۳۰
قوت شما از راحت و اعتماد میبود.
لونگ سینگ
در لائوس مراسم تدفین بیشتر به جشن شبیه است تا سوگواری. بلافاصله پس از درگذشت کسی که در اثر بیماری مرده و پایان نوحه سرایی برای وی، به ظاهر جشنی بر پا میشود. گاهی مقابل خانة متوفی فیلمی، ترجیحاً یک فیلم کمدی، به نمایش میگذارند. در خانه، آدمها به ورق یا تاس بازی میپردازند و مینوشند و گپ میزنند. گویی با این کارها میکوشند که با خنده غم خویش را فراموش نمایند. البته چنین چیزی عملی نمیشود. اندوهی بزرگ بر همه حاکم است و این را وقتی نشان میدهند که سرود نوحه سروده میشود، اما پس از آن باید به جهان ارواح این را ابراز کرد که روح آن مرده به ارواح نیکو پیوسته است و ارواح شریر را با وانمود کردن به اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده، گمراه کرد آن هم با چه؟ با نمایش فیلم کمدی و نوشیدن و قماربازی. شب پس از مرگ، «ناظران مرگ» یعنی کل خانواده گرداگرد جسد مینشینند، در حالی که آن بیرون فیلم پخش میشود و درون خانه دیگران به نوشیدن و قماربازی مشغولند. برای مسیحیان «ناظر مرگ» فرصتی است برای شهادت دادن دربارة امید و حیات جاویدان از طریق عیسای مسیح، خداوند رستاخیز کرده، این همان کاری است که لونگ سینگ آن شب انجام داد. بیرون از خانه باد شدیدی میوزید و سینگ نگران بهنظر میرسید. سینگ مرا به گوشة خلوتی در پشت خانه کشید و پرسید: «برایم دعا میکنی؟ توفان مرا میترساند. ترسم بهخاطر خودم نیست. نگران همسر و فرزندم هستم که زیر تیرک سست کلبة کوچکمان خوابیدهاند. میخواهم اینجا بمانم و شهادت دهم، اما نمیتوانم حواسم را جمع کنم». برایش دعا کردم، و سینگ هم دعا کرد. پس از دعا او برخاست و گفت: «خوب، حالا میتوانم بروم و در آرامش شهادت بدهم». او مشکلش را به خدا سپرده بود و آن بار را از شانهاش برداشته بود. اعتمادی کودکانه، ایمانی بالغ و جوابی الهی. «همة نگرانیهای خود را به او بسپارید، زیرا او به فکر شما هست» (اول پطرس ۷:۵).