متی 19:10

اما چون شما را تسلیم کنند، نگران نباشید که چگونه یا چه بگویید. در آن زمان آنچه باید بگویید به شما عطا خواهد شد.

همسر شبان ژو

در دوران انقلاب فرهنگی، مرا توقیف و چون حاضر نشدم با دشمنان خدا سازش کنم، ارتباطم را با دنیای بیرون قطع کردند. همسرم را نیز توقیف کرده‌ بودند. ما هم با یکدیگر اجازة برقراری ارتباط نداشتیم. با بازجویی‌های فردی سعی داشتند روح ما را درهم بشکنند. یک روز به سراغم آمدند و پیروزمندانه نگاهم کردند. «شوهرت مرد خوبی است. تو حتماً باید خیلی دوستش داشته باشی. او هم تو را خیلی دوست دارد و اصلاً نمی‌خواهد که دیگر رنج ببری. بالاخره نام کسانی را که پارسال در خانه‌تان با آنها دیدار داشتید را به ما داد. باید از همکاریش ممنون باشی، دورة محکومیت خودش و تو را خیلی سبک‌تر کرد. اما قبل از اینکه آزادتان کنیم، می‌خواهیم لیست نام‌هایی را که شوهرت داده با تو چک نماییم تا ببینیم آیا درست است یا نه!» بعدها انسان متوجه می‌شود که این حقه‌ای ساده و کثیف بیش نبوده است، اما در آن زمان نه‌تنها اصلاً ساده نبود، بلکه زیرکانه هم بود. جسم و روحتان ضعیفند، می‌خواهید هرچه زودتر از آن زندان کثیف خلاص شوید، هر پیشنهادی به‌نظرتان فرصتی برای آزادی می‌رسد. چقدر فیض و محافظت الهی عجیب است. وقتی ضعیفیم، او قوی است. او کلماتی را در دهانمان می‌گذارد تا بگوییم و در مواقعی که باید ساکت بمانیم، قدرت لازم را هم به ما می‌دهد. چطور این کار را می‌کند؟ از طریق روح‌القدس که در درون ما ساکن است. اگر کلام خدا ما را تشویق می‌کند که در زمان دستگیری نگران چیزی نباشیم، پس چقدر کمتر باید در مورد مسائل کوچک و روزمرة زندگی دلواپس بود. «همة نگرانی‌های خود را به او بسپارید، زیرا او به فکر شماست» (اول پطرس 7:5).

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *