اشعیا 17:29
آیا در اندک زمانی واقع نخواهد شد که لبنان به بوستان مبدل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود؟
ناجی ابی هاشم
زمانی که من در آمریکا مشغول گذراندن دورهٔ دکترا بودم و بیروت زیر حملات بمب و موشک قرار داشت، به دفعات بسیار آرزو میکردم که ای کاش اکنون در بیروت بودم. صحنههای غمانگیز، ترسها و محنت بیپایان ملتم را به یاد میآوردم. آه که چند مرتبه آرزو کردم که ای کاش میتوانستم در کنار آنها باشم و همان رنجی را که ایشان تحمل میکنند، بکشم و همان درد را احساس نمایم و همان هراس را تجربه کنم. با این حال همین آرزو مرا برانگیخت تا با تمام وجود برای آنان شفاعت کنم و در دعا از ایشان حمایت نمایم. در ایالات متحده مردم اغلب میپرسیدند: «آیا از اینکه به جای لبنان در اینجا هستی خوشحال نیستی؟»
همیشه بی درنگ پاسخ میدادم: «نه، ترجیح میدهم در چنین شرایط بحرانی در کنار ملتم باشم.» زیرا قبلاً دردسرهای جنگ را چشیده بودم. جنگهای شهری یعنی کمترین شانس ممکن برای زنده ماندن، هفتهها ماندن در زیرزمینها آن هم بدون برق، آب تازه، گرما یا خط تلفن. یعنی اینکه با چشم خودتان ببینید که خانهتان ویران شده یا ماشینتان در آتش میسوزد و با گوشهایتان بشنوید که همسایهای، دوستی یا خویشاوندی کشته شده و هر بار که برای تهیه کمی نان یا سبزیجات، اگر تازه پیدا شود، بیرون میروید، جانتان را بر کف دست بگیرید.
بسیاری دیگر از کسانی که مثل من عاشق لبنانند و از صمیم قلب به آیندهٔ آن و نقش بالقوهای که میتواند در خدمت به خاورمیانه ایفا کند، علاقه دارند برای شفا و بهبودی اوضاع در لبنان، دعا و تمامی رویدادهای مربوط به لبنان را پیگیری میکنند و با حرارت تحقق وعدههای گذشته را میطلبند: «آیا در اندک زمانی واقع نخواهد شد که لبنان به بوستان مبدل گردد؟» میشود خواهش کنم که شما هم با ما دعا کنید تا این وعده هرچه زودتر تحقق پیدا کند؟