متی 44:5
دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار میرسانند، دعای خیر کنید.
ناجی ابی هاشم
درست پس از اینکه در شهر کوهستانی بامدون (Bhamdoun) زندگیام را به مسیح سپردم، برادر جمیل را ملاقات کردم. زمانی که او را دیدم، در مکان برگزاری جلسه و نیز در خیابان مشغول فعالیت بود. شهادت میداد، دعا میکرد، ادبیات مسیحی پخش میکرد و از روی کتاب مقدسش که هیچ وقت از خود جدایش نمیکرد و به بهترین شکل از آن استفاده مینمود، آیاتی را نقل میکرد. برخی ایمانداران به او لقب «مبشر با پشتکار» را داده بودند؛ زیرا او پیوسته مترصد لحضهای بود تا مسیح را معرفی نماید. سالها گذشت و من در گرماگرم تنشهای لاینحل سیاسی و نظامی شبان شدم. نُه ماه اول کارم، رهبری جلسات چهارشنبه شبها را به عهده داشتم که در خلال آن جلسات به مطالعه موعظه بالای کوه نیز میپرداختیم.
برادر جمیل هر هفته در جلسات حاضر میشد. تازه به متی 44:5 رسیده بودیم و با دقت سرگرم بررسی تعلیم خداوند در این باره بودیم. برادر جمیل هم طبق معمول در گرداندن جلسه سهیم بود. چند روز بعد، از شنیدن خبر مرگ ناگهانی برادر جمیل غافلگیر شدیم. مرگ او نه طبیعی بود و نه در اثر تصادف. یکی از گروههای شیعه او را گرفته، آزار و شکنجه داده و سپس کشته بود. او شهید شده بود. هم زندگیاش پیروزمندانه بود و هم مرگش. او نمونهای زنده از خدمت دلیرانه بهخاطر مسیح، بدون توجه به بهایی که باید پرداخت، بود. و سرانجام اینکه او گواه بر این حقیقت است که هنوز هم شهادت، همچون سدههای گذشته، بخشی حیاتی از زندگی کلیسای امروز میباشد.
من هنوز صدای جمیل را در گوشهایم میشنوم که کلمات استیفان را بازگو میکرد: «خداوندا، این گناه را به پای ایشان مگذار! ای عیسای خداوند، روح مرا بپذیر!» هنگامی که آنها از مرگ، نفرت و ویرانی حرف میزدند، او از محبت، بخشایش و آرامش سخن میگفت. این یعنی مسیحیت اصیل در زیر آزمون دشوار.