در قسمت‌ قبل به صفت «قدوسیت» خدا پرداختیم و گفتیم که خدا در كلام خود به ما يادآوري مي‌كند كه اگر حرمت قدوسيت او را حفظ كنيم و مكان اول در زندگي‌مان را به او بدهيم، آنگاه بركات او بر ما جاري خواهند شد. صفت دیگری که به آن پرداخته شد؛ «عدالت خداوند» بود. به‌راستی معنی عدالت خداوند چیست؟ ما چه برداشتی از آن داریم؟ قسمت قبل را در «فهرست مطالب این مجموعه» پیدا کنید. قسمت سوم، قسمت پایانی موضوع صفت‌های خدا می‌باشد.

ده فرمان: قانون تمام قوانين

انسان به‌طور كلي به آن دسته از قوانين اصلي كه خدا توسط موسي به قوم خود اعطا كرد (ده فرمان)، به‌عنوان مبناي تمام اصول تمدن نگاه می‌کند. اين قوانين همچون راهنمايي هستند كه انتظارات خدا از ما و آنچه را كه ما بايد از يكديگر توقع داشته باشيم مشخص مي‌كنند. مرزهاي ايجاد‌شده توسط قوانين الهي، سبب مي‌شوند تا همگان از «حقوق مسلم» خود برخوردار باشند.   

در‌حالي‌كه اغلب ما فكر مي‌كنيم ده فرمان را مي‌دانيم، اما عده كمي مي‌توانند همهٔ آن را از حفظ بگويند و به ندرت كساني پيدا مي‌شوند كه بتوانند آنها را به ترتيب از حفظ بيان كنند. این فرامین که در كتاب خروج 1:20- 17 آمده‌اند، از این قرار هستند (اعداد داخل [] نشانگر ترتيب فرامين هستند نه شماره آيات):   

  • [۱] تو را خدايان ديگر غير از من نباشد؛
  • [۲] صورتي تراشيده و هيچ تمثالي از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پايين در زمين است و از آنچه در آب زير زمين است براي خود مساز. نزد آنها سجده مكن و آنها را عبادت منما؛ زيرا من كه يهوه خداي تو مي‌باشم خداي غيور هستم كه انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آناني كه مرا دشمن دارند مي‌گيرم و تا هزار پشت بر آناني كه مرا دوست دارند و احكام مرا نگاه دارند رحمت مي‌كنم؛ 
  • [۳] نام يهوه خداي خود را به باطل مبر؛ زيرا خداوند كسي را كه اسم او را به باطل بَرَد بي‌گناه نخواهد شمرد؛   
  • [۴] روز سَبَت را ياد كن تا آن را تقديس نمايي. شش زور مشغول باش و همه كارهاي خود را به‌جا آور، اما روز هفتمين، سبت يهوه خداي توست. در آن هيچ كار مكن. تو و پسرت و دخترت و غلامت و كنيزت و بهيمه‌ات و مهمان تو كه در اندرون دروازه‌هاي تو باشد، زيرا كه در شش روز خداوند آسمان و زمين را بساخت و در روز هفتم آرام فرمود. از اين سبب خداوند روز هفتم را مبارك خوانده آن را تقديس نمود؛  
  • [۵] پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهاي تو در زميني كه يهوه خدايت به تو مي‌بخشد دراز شود؛  
  • [۶] قتل مكن؛   
  • [۷] زنا مكن؛
  • [۸] دزدي مكن؛
  • [۹] بر همسايهٔ خود شهادت دروغ مده؛
  • [۱۰] به خانهٔ همسايهٔ خود طمع مورز و به زن همسايه‌ات و غلامش و كنيزش و گاوش و الاغش و به هيچ چيزي كه از آن همسايهٔ تو باشد طمع مكن.  

در قسمت‌هاي بعدي، هر جا كه لازم باشد باز هم به اين فرامين مراجعه خواهيم كرد. بسياري از انسان‌ها مي‌توانند درمورد اين فرامين براي خودشان توضيح بدهند، اما ممكن است معناي آنها براي عده‌اي چندان واضح نباشد. به‌عنوان نمونه، اسم خدا را «به باطل مَبَر» چه معنايي دارد؟ اين فرمان به استفاده‌نكردن از اسم خدا در قسم‌خوردن يا لعنت‌كردن اشاره مي‌كند. یا كلمهٔ «طمع» چندان مورد استفاده عمومي ندارد، اما در اينجا به اين معنا است كه شما چيزي را بخواهيد كه مال شما نيست و يا نسبت به دارايي و بركات يك نفر ديگر حسرت بخوريد. آيا متوجه هستيد كه طمع چگونه مي‌تواند انگيزهٔ دزدي، زنا (هر نوع رابطهٔ جنسي بدون ازدواج)، دروغ‌گفتن (شهادت دروغ) و حتي ارتكاب به قتل باشد؟ اگر چه خدا اين فرمان را در انتهاي ليست آورده است، اما اين موضوع چيزي از اهميت آن كم نمي‌كند.   

پس تا اينجا مشخص است كه هر چيز هدفي دارد. ما خواستار دنيايي هستيم كه محبت و هم‌سازي در آن حكومت كند، نه تبعيض و استثنا قائل‌شدن. با‌اين‌حال ضعف‌هاي انساني ما گاهي اوقات كار را خراب مي‌كنند و در اين زمان است كه دست عدالت خدا بايد به ميان بيايد تا همه چيز را اصلاح كند. این درست مثل اين است که شما در يك خانوادهٔ پُر‌جمعيت  زندگي مي‌كنيد. يك نفر مسئول همه چيز است، كسي كه مورد احترام، اعتماد و محبت ماست و او نيز ما را محبت مي‌كند. بدون آن شخص، بي نظمي و هرج‌و‌مرج حاكم مي‌شود.   شاید با خود فکر كنيم که حتماً بايد چهره‌هاي روز يكشنبه را داشته باشيم تا به حضور خدا برويم، اما حقيقت اين است كه خدا ما را همان‌طور كه هستيم با تمام ترديدها و تقصيرهايمان، به حضورش مي‌پذيرد. بدانيد كه او از قبل همه چيز را درمورد ما مي‌داند. خدا آن‌طور كه مي‌خواست ما را ساخت. وی ما را ساخت تا او را بشناسيم. او قدوس است، او خداست، ليكن آنقدر از ما دور نيست كه نتوانيم او را «لمس» كنيم. 

تأمل شخصی

  1. خدا برای من كیست؟ آیا پدر آسمانی و پُرمحبت من است یا اینكه حس می‌كنم به من توجهی ندارد؟ به چه روش‌هایی می‌توانم به خدا دسترسی داشته باشم؟
  2. آیا با برخی از صفات خدا مشكل دارم؟ اگر چنین است با كدامیك؟
  3. آیا احساس می‌كنم كه خدا به‌نحوی مرا تأدیب كرده است؟ اگر چنین است چه درسی از آن آموختم؟
  4. آیا به‌یاد دارم كه از خدا تقاضای آرامش كرده باشم؟ چه اتفاقی افتاد؟
  5. آیا باور دارم كه خدا امروز هم مثل ایام قدیم است؟

دیدگاه شما در مورد این مطلب:
این دیدگاه به‌طور خصوصی برای ما فرستاده می‌شود. بنابراین، مشخصات شما «کاملاً» محفوظ است.